امروز صبح ۸ تا ۱۰ کلاس فیزیولوژی داشتیم!
منه بی خیال با آرامش تمام نشستم صبحونه خوردم و بعد روانه ی دانشگاه شدم... ساعت ۸ و یک دقیقه... من و دوستمو سه تا از پسرای کلاس پشت در... پسر شجاع رفت در زد..و استاد هم به شدت ضایعش کرد...!! یکی دیگه از پسرا هم از خودش شجاعت نشون داد و در زد و اون هم مثل قبلی.....! من که اصلا خودمو قاطی نکردم... پسره گفت بریم بچه ها این استاده خیلی گیره... دوستم گفت بهتر ..خیلی هم خوشم میاد از کلاس این استاده.. عصر هم کلاس داشتیم..ولی منو نورای بی خیال نرفتیم... تخت خوابیدیم تا الآن که اینجام... البته تا چند دقیقه ی پیش مشغول یه سری کارای حمل و نقل برای اتاقمون بودیم... ما جزء قویترین دخترای کوریدورمونیم!!
نظرات شما عزیزان:
|
About
به وبلاگ من خوش آمدید Archivesآبان 1391مهر 1391 فروردين 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 AuthorsنداLinks
ردیاب خودرو LinkDump
حمل ماینر از چین به ایران |